السيد الطباطبائي
97
مجموعه رسائل ( فارسى )
هر چه را كه به قلبت خطور مىكند ، چنان روشن و صاف است كه گويى دارى آن را با چشم حسى مىبينى ، سپس همينطور روز به روز اين خواطر كاهش يافته و تا آنجا پيش مىرود كه متوجه مىشوى هيچ صورت ديگرى جز همان صورت « ا » در ذهنت پديدار نمىگردد . و از اينجا به درستى سخن ما پى مىبرى كه گفتيم اشتغال و سرگرمى به كارهاى دنيوى موجب فراموش ساختن خود و غفلت از ماوراى ماده مىگردد ، و رهايى و رفتن به سوى باطن ، تنها با اعراض و دورى جستن از ظاهر و روى آورى به ماوراى آن به دست مىآيد . پس اگر خواستى از همان راه كه گفته شد نفست را نيز مشاهده كنى ، خواطر و موانعى بيشتر و افزونتر كه همان لذات و مقاصد دنيوى باشند ، در ميان خواهى ديد و با آنها مواجه خواهى گشت . پس طريق روشن و قطعى براى دستيابى به معرفت ، همين است كه دلت را از دنيا و هر چه غير خداست پاك سازى . پس بنابراين دستورها و آموزش هايى كه گفتهاند ، همچون : مراقبه ، خلوت و مانند آنها ، همگى وسيلهاى براى تحصيل اين حالت قلبى است كه گفته شد ، تا در اثر اين دستورات به جايى برسى كه دلت تنها متوجه خداى سبحان باشد و به وصل حضرتش - عزّ اسمه - برسى . و اين همان ذكر خدا و رسيدن به او مىباشد كه در حقيقت كليد آخرين است . و خداوند هدايتگر است . و بدان كه « ذكر » ، به اين معنا كه گفته شده در كتاب و سنت به فراوانى به كار رفته است : خداى سبحان مىفرمايد : « وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا » « 1 » . و مىفرمايد :
--> ( 1 ) . و هرگز از كسانى كه ما دلهاى آنان را از ياد خود غافل ساختهايم پيروى مكن